شادباش نوروز ۱۴۰۵  ــــ سعید عبداللهی(س. ع. نسیم)

شادباش نوروز ۱۴۰۵

سعید عبداللهی

*

اشك ابر و بوی خاك و رقصِ باد

تـاب نـرمِ مـاهیان شـاد یـاد

می‌شمارم اختران راه تو

می‌نویسم نام‌شان بر ماه تو

ای نـوای فرودین از نـای تو!

ای بهاران با صدای پای تو!

فرودین‌ها رفت، آمد...تو بمان!

ای كه زیبا هست با تو این جهان!

*

با آرزوی تحقق سالی نیکو برای میهن و مردم‌مان، برای شما و همه‌ی عزیزان‌تان.

سال پایان جنگ ویرانگر

سال پایان تاریخیِ استبداد

سال آغاز آزادی و دموکراسی و برابری.

اگر شکفته شود چنین سالی

به‌قول استاد شفیعی کدکنی:

«این نه اگر معجزه‌ست

پاسخ‌تان چیست؟

در نفس اژدها

چگونه شکفته‌ست

این‌همه یاس سپید و نسترن سرخ؟»


برچسب‌ها: شادباش نوروزی, سال نو, آزادی
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵

لينك مطلب

سلام ای یار دیرین ــــ م. وحیدی(سپهر)

سلام ای یار دیرین!

م. وحیدی(سپهر)

سال نو بر شما مبارک

آرزو می‌کنم سال ۱۴۰۵ سال عبور باشد؛ عبور از تکرار، از ترس، روزمرگی‌های بی‌رؤیا و نحوست استبداد.

امیدوارم در این سال، تقویم فقط ورق نخورد، بلکه نگاه‌ها ورق بخورد، آگاهی جای تعصب، عشق جای زهر و کین، شعور جای شرار و شور و امید، جای خستگی را بگیرد. روزگاری فرارسد که شادی، حقی همگانی باشد و آزادی، واژه‌ای بی‌هراس.

آرزو می‌کنم در این سال، جهان، ۱۴۰۵ بار با تو مهربان‌تر شود و هر خبر خوب، نه‌فقط لبخندی کوتاه که آجر کوچکی باشد در معمار فردایی روشن‌تر. سالی باشد که در آن انسان ایرانی دوباره به‌یاد بیاورد که می‌تواند برخیزد، بیندیشد، بجنگد، بسازد و آزادی را در آغوش بگیرد.

با بهترین‌ها برای تو

با آینده‌ای بس روشن و تابناک.

*

کرانه‌ها انباشته

از سرخی صاعقه پرند

و ساعات

لحظه‌ها را می‌شمارند.

این‌گونه

ابرهای قافیه را

خواب دریا را

آشفته می‌سازند.

ادراک سبز زمان

سر از خاک برمی‌دارد

پرده می‌افتد

و حقیقت

که دلتنگ ماست

ژرفای دیروز را

به فردا پیوند می‌زند.

۲۸ اسفند ۱۴۰۴


برچسب‌ها: نوروز, عید, شادباش, نامه
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در شنبه ۱ فروردین ۱۴۰۵

لينك مطلب