نوروز ۱۴۰۳ خجسته و مبارک‌باد ـــ سعید عبداللهی

نوروز ۱۴۰۳ خجسته و مبارک‌باد

*

نوروز

تو را پنداشتن است...

*

با ستایش از عبور سرفرازانه از شب زمهریر بدکیش،

با امید به وصال محبوب آزادی در مرز پرگهر ایران‌زمین...

*

شادکام و شادمهر و شادزی باشید.

*

نوروز۱۴۰۳

سعید عبداللهی


برچسب‌ها: نوروز ۱۴۰۳, سال نو, بهاران خجسته باد
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

سال «وصل دوست‌داران» باد ــ سعید عبداللهی(س. ع. نسیم)

سال «وصل دوست‌داران» باد...

*

سعید عبداللهی (س. ع. نسیم)

*

سال شوق بردمیدن رفت

سال امید رسیدن شد

*

قافله‌ها خاطره بردند

نوبت یادت چکیدن شد

*

ماه، گر شب‌پو و گر دلتنگ

از غزل،‌ مهتاب چیدن شد

*

سال ــ شب‌ساری و گر قیرین ــ

بارش صبح فریدن شد

*

سال‌ها هجران ــ گر بدکیش ــ

سال وصل عشق، دیدن شد

*

سال رؤیا، باز رؤیا، باز

باز با رؤیا پریدن شد

*

با ترانه آمدیم از شعر

وقت واژه آفریدن شد

*

سال دست تو به‌دست من

سال عشق ما دمیدن شد

*

فر مهر و فخر یاران باد

سال «وصل دوست‌داران» باد...

*

فریدن: واژه‌یی اوستایی به معنی دوست، محبوب، خجسته، مبارک، زیبا.

*

اول فروردین ۱۴۰۳

*

نوروز۱۴۰۳ 🌸


برچسب‌ها: نوروز ۱۴۰۳, سال نو, بهاران خجسته باد
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

شناسنامه ــ س. ع. نسیم

شناسنامه

*

س. ع. نسیم

*

مخاطب چیستی؟

کدام واژه‌ها صیدت می‌کنند

کدام راه‌ها به جانبت می‌آیند

کدام صداها تو را می‌نامند

کدام نت‌ها شنیدن‌شان را از رؤیاهایت انتظار می‌کشند

کدام دستانی گرفتن‌شان را از دستانت تمنا می‌کند

مخاطب چیستی و کیستی...

*

شناسنامه‌ات گشوده بر دستانم؛

واژه‌ها را بنویس

راه‌ها را

صداها را

نت‌ها را

دست‌ها را...

*

مخاطب چیستی؟

*

۲۰ اسفند ۱۴۰۲


برچسب‌ها: شعر, تحول زبان, قدرت فکر, ایماژ
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در دوشنبه ۲۱ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

تکامل ۸ مارس؛ پیش به سوی عصر خجسته‌ی برابری!

تکامل ۸ مارس؛ پیش به سوی عصر خجسته‌ی برابری!

*

تکامل وقایع و واژه‌ها

وقایع ماندگار و تاریخی، مانند واژه‌ها در مسیر زمان رشد می‌کنند. چه کسی تصور می‌کرد واژه‌ی «آزادی» از مبارزات اولیه‌ی بشر برای تأمین مایحتاج زندگی، به مبارزه برای حق تعیین سرنوشت و تعالی اندیشه و روان انسان بالغ شود و عمومیت اجتماعی بیابد؟ واقعه‌ی ۸ مارس هم چنین مسیری را در تکامل معنای مبارزات زنان و خواسته‌های صنفی، اجتماعی، حقوقی و سیاسی‌شان طی نموده است.

*

سپیده‌دم یک مسیر تا ۸ مارس

روز ۸ مارس ۱۸۵۷ میلادی در شیکاگو و نیویورک، زنان کارگر کارگاه‌های پارچه‌‌بافی و لباس‌دوزی به خیابان‌ها هجوم آوردند تا «افزایش دستمزد، کاهش ساعت کار و بهبود محیط و شرایط کار» را طلب کنند. این سپیده‌دم طلوع مسیر مبارزات نسل به نسل زنان جهان تا هم‌اکنون شد. سرکوب و ضرب و شتم پلیس، اولین پاسخ نظمی استثمارگر بود. زنان در نخستین طلیعه‌ی خروش علیه استثمار، به خواسته‌هایشان نرسیدند؛ اما دانه و بذر رشدیابنده‌ی یک واقعه [روز جهانی زن] تکثیر شد و تکامل تدریجیِ یک آرمان بالنده[آزادی و برابری] در دفتر زمانه‌ها ثبت گردید و تا هم‌اکنون در پیشروی بوده است.

گرامی‌داشت آن بذری که سال ۱۸۵۷ با رنج و شکنج زنان افشانده شد، سال ۱۹۰۷ با تظاهرات عظیم زنان، به روز ثابت یادآور‌یِ رهایی از استثمار طبقاتی و جنسی بالغ گشت؛ روزی که نسل‌های جدید زنان در طول زمان، آن را رشد داده‌ و از مطالبات صنفی، به خواسته‌های حقوقی و اجتماعی و سیاسی تکامل بخشیده‌اند.

*

۸ مارس؛ یک زنگ بیداری، یک ناقوس هشدار

اینک سالی و روزی نو در نکوداشت «روز جهانی زن» فرامی‌رسد. نکوداشت یک آرزوی مشترک برای پایان بخشیدن به یک رنج مشترک. روز ۸ مارس، همیشه یک زنگ بیداری توأم با ناقوس هشدار است. یک ایستگاه برای توقف و تفکر: چرا نابرابری؟ چه باید کرد؟ مسؤلیت انسانی و اجتماعیِ ما با توجه به شناخت این مسیر طولانی، چیست؟

*

گره خوردن سرنوشت زنان با سیاست

نخست این ناقوس هشدار را بشنویم که در جامعه‌یی که برابری زنان و مردان محقق نگشته، دم زدن از آزادی، جز زینت بخشیدن و رنگ و لعاب دادن زنجیرهای نابرابری، سرکوب، تبعیض و بهره‌کشی نیست. آزادی، یک جامعیت انسانی و اجتماعی‌ست؛ بی‌هیچ استثنائی.

بنابراین سرنوشت زنان با سیاست ــ اصلی‌ترین چالش آزادی و برابری و دموکراسی ــ گره خورده است. چرا؟ زیرا عرصه‌ی سیاست، پهناوریِ کشاکش منافع دولت‌ها، قدرت‌های سیاسی و کارتل‌های اقتصادی‌ست. زیرا یکی از موانع اصلی آزادی و برابری و دموکراسی، سلطه‌گری و تمامیت‌خواهیِ دیکتاتوری‌هاست.

*

۸ مارس؛‌ مشت افشاگر و روشنگر بر دیوارهای قدرت و استثمار

موارد فوق موانع‌اند و این موانع همواره ترجیح داده‌اند و هنوز برایشان مرجح است که:

دیکتاتوری‌های پشتاپشت برای مردمان، تکلیف و سرنوشت تعیین کنند،

ناآگاهی به حقوق بنیادین صنفی، اجتماعی، سیاسی و منشور حقوق بشر استمرار یابد،

فقر، مستمندی و مسکنت، شیره‌ی جان زنان و مردان را بگیرد تا توان، انرژی، استعداد و فکر آنان را به زنجیر بکشند،

سلطه‌ی مردسالاری و اندیشه‌ی بهره‌کشیِ جنسیتی، تضمین تداوم قدرت‌های سیاسی و مراکز تصمیم‌گیری برای چگونگیِ زندگی زنان باشد؛

و با همه‌ی این‌ها انگیزه‌ی برهم زدن نظم ارتجاعی و استثماری و شورش و قیام و انقلاب را به محاق ببرند و تن دادن ناگزیر به رضا و تسلیم را تحمیل کنند.

چنین است مشخصات دیوارهایی که زنان جهان نسل به نسل و پیوسته در قرن‌های متمادی، بر آن‌ها مشت افشاگری و روشنگری کوبیده‌اند و می‌کوبند.

*

۸ مارس؛ زنان و دیکتاتوری‌ها در ایران

طی سده‌ها و دهه‌های متمادیِ سلطه‌ی دیکتاتوری‌ها در ایران، دربارها و آپارتاید مذهبی ـ جنسیتی، اصلی‌ترین نقش را در به‌پای داشتن دیوار مانع آزادی و برابری و دموکراسی داشته‌ و دارند.

بیشترین ضریب ترک تحصیل بین دختران ایرانی، محصول سلطه‌ی این دیکتاتوری‌هاست. خشونت نهادینه شده علیه زنان در ایران، باعث ایجاد بحرانی‌ترین وضعیت زیستی و حقوقیِ زنان در جهان شده است. این وضعیت انفجاری، موجب بالاترین رقم خودکشی زنان ایرانی در جهان شده است. هنوز در قرن بیست‌ویکم، تمامیت‌خواهان مذهبی، به زنان ایران اجازه‌ی برگزاری تجمع مستقل ۸ مارس را نمی‌دهد. زنان ایران از امتیازات و حقوق برابر با مردان در تمام زمینه‌های صنفی، فرهنگی، اجتماعی و سیاسی محروم هستند و بالاترین امتیاز ــ و حتا هویت انسانی‌شان ــ خانه‌داری، فرزندپروری و همسرداری محسوب می‌شود!

این‌گونه است که تداوم چنین وضعیتی، پرتگاه ارزش‌های انسانی و سقوط جلوه‌های امیدبخش زندگی در پیشگاه زنان و مردان و فرزندان ایران‌زمین شده است.

*

با ۸ مارس؛ قدم‌به‌قدم به سوی تشکل‌گرایی

تحقیقات آموزشی و بررسی‌های اجتماعیِ‌ دو دهه‌ی اخیر گواهی می‌دهند که زنان ایران به‌دلیل تسلیم نشدن به حاکمیتی زن‌ستیز و قرون وسطایی، به سطح بالایی از آگاهی دست یافته‌اند. این سطح از آگاهی و پیشرفت، همواره با بن‌بست‌های تشرع و قانون و دیوارهای سرکوب و استثمار روبه‌رو می‌شود و به تغییر کلان اجتماعی و سیاسی نمی‌انجامد. تداوم این کشاکش همواره به رنج بیشتر زنان از یک‌طرف و به عزم جزم و اراده‌ی آنان برای برداشتن دیوار‌های بن‌بست و سرکوب از طرف دیگر منجر شده است.

از این‌رو مبارزات زنان ایران از مشروطیت به این‌سو، قدم‌به‌قدم به تشکل‌گرایی صنفی و سپس هدف‌مندی اجتماعی و سیاسی در نفی دیکتاتوری‌های سلطانی، سلطنتی و مذهبی روی آورده است.

*

خجسته‌باد روز جهانی زن در آستانه‌ی ‌عصر نو

اکنون زنان ایران و جهان از تاریخ وقایع‌نگاری ۸ مارس گذشته‌اند و به تاریخ اندیشنده‌گی و مسؤلیت‌پذیری برای پالایش جهان از تفکر جنسیتی به‌مثابه ضرورت بنیادین و مبنای تغییر به‌جانب آزادی و برابری رسیده‌اند. مبارزات و پایداری و روشنگریِ آنان، جهان ما را به سوی عصر خجسته‌ی دگرگونیِ عظیم تاریخی در امر برابری سوق داده است. به‌راستی بازنده‌گان چنین جهش تکاملی، کدامین نهادهای سیاسی ــ عقیدتیِ قدرت و استثمار هستند؟

۱۵ اسفند ۱۴۰۲

*

پیوست -----------------

شمایی از تاریخچه‌ی روز جهانی زن و موقعیت کنونی زنان

روز ۱۹ مارس ۱۹۱۱ شهرهای آلمان، اتریش، سوییس و دانمارک مملو از زنان شد. آنان با نواختن مارش، این شهرها را به لرزه درآوردند و مطالبات زنان در ۸ مارس ۱۸۵۷ را فریاد زدند. این تظاهرات رویدادهای سیاسی و اجتماعی اروپا را تحت‌الشعاع قرار داد و موجب برگزاری کنفرانس‌های متعدد پیرامون مسأله‌ی زنان شد. دو سال طول کشید تا دبیرخانه‌ی بین‌المللی زنان ــ یکی از نهادهای انترناسیونال دوم ــ روز ۸ مارس را به‌عنوان روز جهانی زن تصویب و اعلام نمود؛ اما هنوز این مراسم و مصوبات آن جهانی نشد.

مبارزات زنان قریب ۶۰ سال با برگزاری تظاهرات و کنفرانس‌های متعدد ادامه یافت. این مبارزات از دو جنگ جهانی در ۱۹۱۸ و ۱۹۴۵ هم عبور کردند تا سازمان ملل متحد در سال ۱۹۷۵ روز ۸ مارس را به‌عنوان «روز جهانی زن» تصویب کرد. این مصوبه تمام دنیا را مخاطب این روز قرار داد تا هر دولت و ملتی مسؤلیت و نقش خود را برای تحقق آزادی و برابری ایفا نماید.

از سه دهه‌ی پیش تا کنون که ارتباطات، شبکه‌یی جهانی شده، مبارزات زنان نیز شتاب گرفته و همبستگی زنان برای رهایی و برابری، جبهه‌یی به وسعت کره‌ی زمین را در بر گرفته است. اکنون هزاران تشکل و جامعه‌ی مستقل زنان در برابر دولت‌ها و نهادهای قدرت و استثمار، صف‌آرایی کرده و به موقعیت‌های سیاسی، حقوقی، علمی، فرهنگی، ادبی و تصمیم‌گیری دست یافته‌اند. اکنون زنان، نویددهنده‌گان تصدی قدرت سیاسی و اجتماعی برای تغییر جهان شده‌اند.


برچسب‌ها: ۸ مارس, روز جهانی زن, برابری
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در جمعه ۱۸ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

خجسته‌باد ۸ مارس؛ روز جهانی زن

خجسته‌باد ۸ مارس؛ روز جهانی زن

*

اکنون زنان ایران و جهان از تاریخ وقایع‌نگاری ۸ مارس گذشته‌اند و به تاریخ اندیشنده‌گی و مسؤلیت‌پذیری برای پالایش جهان از تفکر جنسیتی به‌مثابه ضرورت بنیادین و مبنای تغییر به‌جانب آزادی و برابری رسیده‌اند. مبارزات و پایداری و روشنگریِ آنان، جهان ما را به سوی عصر خجسته‌ی دگرگونیِ عظیم تاریخی در امر برابری سوق داده است.

*

سعید عبداللهی

۱۶ اسفند ۱۴۰۲


برچسب‌ها: ۸ مارس, روز جهانی زن, جنبش برابری
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در پنجشنبه ۱۷ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

به داد «را»‌ برسیم! ــ سعید عبداللهی

دستور زبان و ویراستاری ـ شماره ۱

به داد «را»‌ برسیم!

سعید عبداللهی

*

مدت‌ها با جست‌وجو در مقاله‌ها و گفتارها بر روی اینترنت، شاهد وفور اشتباهات در کاربرد حرف «را» در انواع جمله‌ها و عبارت‌ها از جانب نویسندگان کتاب‌ها و مقاله‌ها و گویندگان تلویزیون‌های فارسی بودم. پرداختن به این مقاله، با چنین مشاهدات و نمونه‌برداری‌هایی ضرورت یافت.

*

هر زبانی بر روی هماهنگیِ صرف[تجزیه] و نحو[ترکیب] و قواعد دستوری‌اش برپا و استوار می‌ماند. این‌ها نقش ایجاد ارتباط درست و انتقال صحیح معنا را از متن و گفتار به مخاطبان دارند.

یکی از عرصه‌های زبان‌پریشی که سال به سال شاهد گسترش آن علیه «زبان» هستیم، میدان پردامنه‌ی اینترنت است. این یادداشت اما قصدش پرداختن به زبان‌پریشیِ رایج بر روی اینترنت نیست.

*

در این یادداشت می‌خواهم به آسیبی به‌ظاهر ساده ــ اما کلان و وسیع ــ به ساختار جمله در زبان فارسی اشاره کنم. آسیبی که حتا قبل از ظهور اینترنت هم به‌وفور در گفتارها و متون فارسی وجود داشته است. اکنون اما در شاهراه‌های اینترنت، به آسیبی جاری تبدیل شده است و رواج کلان دارد: کندن حرف «را» از جای اصلی‌اش و آواره کردنش در جمله‌ها!

*

ما با جست‌وجو در مقاله‌ها و گفتارها بر روی اینترنت، خواهیم دید که حرف «را» در تمام سایت‌ها و تلویزیون‌های فارسی، سر جای خودش به‌عنوان «نشانه‌ی مفعولی» نیست. تعجب و حیرت از این است که حرف «را» در بیشتر این نوشتارها و گفتارها، به‌وفور بعد از «فعل» آورده می‌شود!

[من هم در برخی از نوشته‌هایم، اگر آن‌ها را بازبینی نکنم، بر اثر عادت رایج، چنین اشتباهی دارم.]

*

نخست به نمونه‌های برگزیده شده از چندین مقاله، سخنرانی و گفتارهای تلویزیونی، همراه با نشان دادن نقش «را» توجه کنید.

*

توضیح:

الف ـ «را» نشانه‌ی مفعولی است و همواره باید جلو کلمه‌ی دارای نقش مفعول قرار بگیرد.

ب ـ مفعول همیشه قبل از متمم می‌آید. نشانه‌ی متمم، حروف اضافه مثل «در، به، از، با، برای» هستند. هر کلمه‌ی بعد از حروف اضافه، نقش متمم دارد.

نمونه‌های اشتباه همراه با نشان دادن کلمه‌ی دارای نقش مفعول:

۱ـ هرگز تأثیری که ممکن است بر دیگران بگذارید را دست کم نگیرید.

اشتباه: «را» بعد از فعل آمده است.

درست: ... تأثیری را که ...

۲ـ اجازه دهید نام برخی از بنیانگذاران شجاع جنبش مقاومت، زنان و مردان راست‌قامتی که در شب تلخ اشغال، نگذاشتند امید به امکان وقوع «معجزه در نیمه شب» در نهاد انسان بمیرد را با هم تکرار کنیم.

[دقت کنید که در این جمله‌ی بلند، شنونده یا خواننده اصلاً متوجه نمی‌شود که «مفعول» چی بود و کی بود!]

اشتباه: «را»‌ در آخر جمله بعد از فعل آمده است.

درست: اجازه دهید نام برخی از بنیانگذاران شجاع جنبش مقاومت، زنان و مردان راست‌قامتی را که ...

۳ ـ کشورهای حوزه خلیج‌فارس اجلاس خود در مورد اوضاع افغانستان را آغاز کردند.

اشتباه: «را» بعد از متمم آمده است.

درست: ...اجلاس خود را...

۴ ـ باشگاه بایرن مونیخ به‌خاطر درگذشت گرد مولر، لوگوی خود در شبکه‌های اجتماعی را به رنگ مشکی تغییر داد.

اشتباه: «را» بین دو متمم آمده است.

درست: ...لوگوی خود را...

۵ ـ ترکیه ورود کامیونهای ایران به این کشور را ممنوع کرد.

اشتباه: «را» بعد از متمم آمده است.

درست: ...کامیون‌های ایران را...

۶ ـ صدراعظم آلمان وعده داد که تمام تلاش خود برای حمایت از افرادی که قصد ترک افغانستان را دارند، انجام دهد.

اشتباه: فاعل اول و اصلی جمله، صدر اعظم آلمان است، اما مفعول آن «را» ندارد و «را»ی مفعول دوم جمله[افغانستان] برای قسمت اول نوشته شده است.

درست: ...تلاش خود را...

۷ ـ شماره صفحه‌یی که این مطلب نوشته شده را بگویید.

دو اشتباه: «را» بعد از فعل مجهول آمده است. / حرف نشانه‌ی متمم نوشته نشده است.

درست: شماره صفحه‌یی را که این مطلب در آن نوشته شده است، بگویید.

*

استثنا: متمم در مفعول

گاهی در عبارت‌های گفتاری یا نوشتاری به جمله‌یی برمی‌خوریم که بدون گفتن یا نوشتن «متمم»، «مفعول» ناقص است. در این نمونه‌ها متمم جزئی از مفعول است، اما نقش خودش را به‌طور مستقل دارد. به دو نمونه توجه کنید:

۱ ـ من این حقیقت از شرح آنان را دارای اهمیت نمونه می‌دانم.

در این جمله، «شرح آنان» نقش متمم دارد، اما جزئی جدایی‌ناپذیر از مفعول یعنی «حقیقت» است؛ طوری که اگر متمم را جدای از مفعول بنویسیم، ساختار و معنای جمله به‌هم می‌ریزد. دقت کنید:

من این حقیقت را از شرح آنان دارای اهمیت نمونه می‌دانم.

حالا جمله را بدون متمم می‌نویسیم:

من این حقیقت را دارای اهمیت نمونه می‌دانم.

در این‌جا معنا و ساختار درست است، اما شنونده یا خواننده منتظر است که چگونگی یا وجه حقیقت را بداند. بنابراین «شرح آنان»، وجه حقیقت [یعنی مفعول] را تمام و کامل می‌کند.

۲ ـ مگر می‌شود کسی گلایه‌های مردم ایران در شبکه‌های اجتماعی را رصد نکند؟

«گلایه‌های مردم ایران» نقش مفعول و «شبکه‌های اجتماعی» نقش متمم دارند. نکته‌ی ظریف در این است که اگر حرف «را» بعد از مفعول بیاید، گویی همیشه کسی در شبکه‌های مجازی هست که گلایه‌های مردم ایران را رصد می‌کند. در حالی که شبکه‌های مجازی محیط و ظرف بیان این گلایه‌ها هستند و اصل رصد شدن هم خود شبکه‌های مجازی‌اند. بنابراین در جمله‌ی فوق، «شبکه‌های مجازی» با حفظ نقش متمم، جزئی از مفعول است.

این‌ها نمونه‌ها‌یی از یک نقش ساده در ساختار زبان فارسی هستند. نمونه‌های قابل توجهی از نقش‌های برجسته‌تر هستند که مشمول این موضوع نمی‌شوند.

با امید به بازبینی و بازویرایش نوشته‌هایمان در رسانه‌های متنی، تصویری و خبری، با هدف نگاهبانی از ساختار زبان فارسی به‌عنوان هویت ملی‌ و نگاه‌دارنده‌ی تاریخ، فرهنگ و ادبیات مشترک‌مان.


برچسب‌ها: دستور زبان, ویراستاری, ویرایش, رسم‌الخط
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در پنجشنبه ۱۰ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

نلرز ــ سعید عبداللهی (س. ع. نسیم)

نـلـرز

*

س. ع. نسیم

*

نلرز از هجمه‌ی رگبار

که عشق

باران‌ترین است؛

گرت ویران نیارد کرد،

سماجت‌های سیل‌اش

تا همیشه

برندارد سر ز تعقیبت...

*

۲۶ تیر ۱۴۰۲


برچسب‌ها: شعر, زبان شعر, قدرت فکر, ایماژ
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

نقش روشنفکر(۸) ــ ادوارد سعید

نقش روشنفکر

نوشته: ادوارد سعید

برگردان: دکتر حمید عضدانلو

انتشارات آموزش

چاپ اول، ۱۳۷۷

۱۷۵ صفحه

......................

یادداشت‌برداری: سعید عبداللهی ــ آذر ۱۴۰۲

قسمت هشتم

خدایان همواره ناکام

ــ قهرمان‌پرستی، و حتا اندیشه‌ی قهرمانی، وقتی در مورد بیشتر رهبران سیاسی به‌کار می‌رود، همیشه دلسرد‌کننده است. ص ۱۵۶

ــ تأکید من بر همه‌ی آن‌چه که در این خطابه‌ها نوشته و اهمیت آن‌ها را به روشنفکر گوشزد کرده‌ام، درگیری و تعهدی عاشقانه، خطرپذیری، افشا، پای‌بندی به اصول، آسیب‌پذیری در مناظره‌ها و درگیری با اهداف دنیوی است. ص ۱۵۸

ــ روشنفکر، بنا بر ماهیتش در روند زمان به سوی حوزه‌ی سیاست، چرخش می‌کند. برخی از دلایل این چرخش به این قرارند که برخلاف قلمروهای دانشگاهی و آزمایشگاهی، دست‌مایه‌ی حوزه‌ی سیاست ملاحظات قدرت و خواسته‌های مشخصی است که کل یک جامعه یا ملت را به حرکت درمی‌آورد، که بنا به گفته‌ی مارکس، روشنفکر را به‌طور نسبی از تعبیر و تفسیر پرسش‌های ناپیوسته به پرداختن به مسائل بسیار مهم‌تر تغییرات و دگرگونی اجتماعی می‌کشاند. ص ۱۵۸

ــ همان لحظه‌یی که مقاله یا رساله‌یی را در جامعه‌یی منتشر کردید، به حیات سیاسی آن جامعه وارد شده‌اید؛ بنابراین اگر نمی‌خواهید موجودی سیاسی باشید، نه بنویسید و نه سخنرانی کنید. ص ۱۵۹

ــ تمام نظام‌های گفتمانی، از مکتب به‌اصطلاح عمل‌گرای پایان ایدئولوژی گرفته تا وارثان فانی و زودگذر چند سال اخیر آن، یعنی مکتب پایان تاریخ، از کمونیسم‌ستیزی مایه گرفته بودند. به‌دور از دفاعی منفعل از آزادی، کمونیسم‌ستیزی متشکل در ایالات متحده، به حمایت پنهان و تهاجمی CIA از گروه‌هایی انجامید که آن‌طور که باید و شاید غیر استثنایی نبودند. ص ۱۶۱

ــ نقش روشنفکر ــ جریانی که او نماینده‌اش است و چگونگیِ ارائه دادن ایده‌هایش به مخاطبین ــ همواره باید جزء زنده‌یی از تجربیاتٍ در جریان حرکت جامعه و به آن پیوسته باشد. این معنا درباره‌ی فقرا، محرومین، خاموشان، افراد فاقد نماینده، ناتوانان و بی‌قدرتان، مصداق پیدا می‌کند. ص ۱۶۲

ــ آن‌چه را که روشنفکر گیتی‌باور نمی‌پذیرد و آن را تجاوز ناخوشایند یک قلمرو به قلمرو دیگر می‌پندارد، زمانی است که نظامی به تمام معنی جزم‌اندیش، به جای فرایند بده و بستان و تبادل نظر حیاتی می‌نشیند، که در آن نظام، یک‌طرف معصومانه نیک و طرف دیگر، بی‌کم‌وکاست، شرور و شیطانی تلقی شود. سیاست به تعصبی دینی تبدیل می‌شود که ثمره‌اش تصفیه‌های قومی، قتل عام توده‌ها و کشاکش پایان‌ناپذیری است که ژرف‌اندیشی درباره‌ی آن‌ها، ابعادی هراسناک پیدا می‌کند. صص ۱۶۲ و ۱۶۳

ــ در جایی که فرهنگ‌ها مورد نظرند، باور یک‌سویه به‌شدت اشکال‌برانگیز است؛ زیرا اکثر فرهنگ‌ها جعبه‌های کوچک غیر قابل نفوذ همگن نیستند، که همگی یا خوب باشند یا بد. اما اگر چشمتان ناظر به ولی‌نعمت خود باشد، فقط می‌توانید به‌مثابه یک مرید یا دستیار، و نه چونان یک روشنفکر، بیندیشید. در پس ذهن شما فقط اندیشه‌ی خشنود کردن جای دارد. ص ۱۶۹

ــ روشنفکر راستین، یک گیتی‌باور است. ص ۱۶۹

ــ خدایانی که همواره ناکامیابند، مآلاً از روشنفکر یقینی نامشروط و دیدگاهی کلی و یک‌پارچه از واقعیت را طلب می‌کنند، که فقط پیروان یا دشمنان را تشخیص دهد. ص ۱۷۹

ــ نظام اخلاقی و اصول اخلاقی روشنفکر نباید از نوعی جعبه ابزار مهرشده تشکیل شده باشد که یک‌سویه می‌گذرد و عمل می‌کند، و موتوری آن را تقویت می‌کند که فقط یک تک‌منبع سوخت دارد. روشنفکر باید به سیر و سلوک بپردازد، باید فضایی در اختیار داشته باشد که در آن بایستد و به آمریت پاسخ دهد، زیرا اطاعت بی‌چون و چرا، در دنیای امروز، یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای یک زندگی روشنفکرانه‌ی اثربخش و اخلاقی به‌شمار می‌آید. ص ۱۷۰

ــ مدام به خود یادآور شوید که به‌عنوان روشنفکر، فردی هستید که در بالاترین حد توان خود می‌توانید مابین بیان فعال حقیقت و تن سپردن منفعل به یک ولی‌نعمت یا آمریت، برای رهبری‌تان، از حق انتخاب برخوردار باشید. در برابر روشنفکر گیتی‌باور، آن خدایان همواره ناکامیابند. ص ۱۷۱

پایان


برچسب‌ها: نقش روشنفکر, روشنفکران, آزادی قلم
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در دوشنبه ۷ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

نقش روشنفکر(۷) ــ ادوارد سعید

نقش روشنفکر

نوشته: ادوارد سعید

برگردان: دکتر حمید عضدانلو

انتشارات آموزش

چاپ اول، ۱۳۷۷

۱۷۵ صفحه

......................

یادداشت‌برداری: سعید عبداللهی ــ آذر ۱۴۰۲

قسمت هفتم

حقیقت‌گویی به قدرت

ــ روشنفکر آن کارمند یا کارگزاری نیست که خود را تسلیم اهداف سیاسی یک حکومت یا تشکیلاتی بزرگ یا حتا صنفی کند که ذهنیت حرفه‌یی مشابهی دارد. در چنین موقعیتی وسوسه‌هایی از قبیل انحراف از اصول اخلاقی، تفکر از درون یک رشته یا فن ویژه یا تقلیل شکاکیت تحت نام همسانی و همنوایی، بسیار بزرگ‌تر از آنند که بتوان به آن‌ها اعتماد کرد. بسیاری از روشنفکران در برابر چنین وسوسه‌هایی کاملاً سر فرود می‌آورند و تا حدودی همه‌ی ما همین کار را می‌کنیم. هیچ‌کس، حتا دریادل‌ترین آزادگان، کاملاً متکی به خود نیست. ص ۱۳۱

ــ روشنفکر باید مادام‌العمر درگیر جدالی با همه‌ی اولیاء بصیرت یا کتاب‌های مقدسی باشد که چپاول‌گری آن‌ها بیش از اندازه بود و استبدادگرایی‌شان تحمل هیچ مخالفت و یقیناً هیچ نوع تنوع و گوناگونی را برنمی‌تابد. آزادایِ مصالحه‌ناپذیر عقیده و ابراز آن، سنگر اصلی روشنفکر است. ص ۱۳۳

ــ برای روشنفکر، جست‌وجوی مناظره‌ی سخت و دشوار، هسته‌ی اصلی عمل است. ص ‍۳۴

ــ یکی از رذیلانه‌ترین حیله‌های روشنفکر، فضل‌فروشی پیرامون تجاوز به حقوق در جامعه‌یی دیگر و تبرئه‌ی همان اعمال در جامعه‌ی خودی است. ص ۱۳۷

ــ تا آن‌جا که به ایالات متحده مربوط می‌شود، مسأله‌ی واقعی در خلیج فارس، اصولی نبودند که حکومت بوش مدعی آن‌ها بود، بلکه مسأله‌ی اساسی را نفت و قدرت استراتژیک تشکیل می‌داد؛ اما آن‌چه باعث سازش بحث‌انگیز روشنفکری در سراسر کشور شد، در تکرار ناروا بودن اشغال سرزمینی که از راه زور یک‌جانبه به‌دست آمده، فقدان کاربرد همان ایده‌ی جهان‌شمول بود. به‌نظر می‌رسید که آن‌چه هرگز برای بسیاری از روشنفکران آمریکایی حامی جنگ معنا و مفهومی نداشت، این بود که خود ایالات متحده همین اواخر به دولت مستقل پاناما تجاوز کرده و برای مدتی آن‌جا را به اشغال خود درآورده بود. صص ۱۴۰ و ۱۴۱

ــ یکی دیگر از متحدان ایالات متحده، اندونزی، در یک هجوم غیر قانونی در اواسط دهه‌ی ۱۹۷۰ به‌معنی واقعی کلمه، هزاران تن از اهالی تیمور را قتل عام کرد. شواهدی در دست است که نشان می‌دهد ایالات متحده در مورد ترس و وحشت موجود در جنگ تیمور شرقی اطلاع داشته و از آن حمایت می‌کرده، اما فقط تعداد اندکی از روشنفکران در ایالات متحده، که مانند همیشه سرگرم بحث درباره‌ی جنایات شوروی بودند، در این‌باره صحبت کردند...این است روش‌های سیاسیِ غیر آرمانی و مبتنی بر قدرت. صص ۱۴۱ و ۱۴۲

ــ در جامعه‌یی توده‌وار و بسیار کنترل‌شده، هدف از گفتن حقیت، طرح‌ریزی برای بهبود موقعیت و شرایطی است که با یک رشته اخلاقیِ قابل اجرا [صلح، آشتی، کاهش رنج] هم‌خوانی داشته باشد... هدف فرد از نوشتن و صحبت کردن این نیست که به همه نشان دهد تا چه حد راست می‌گوید، بلکه در دگرگون کردن جو اخلاقی موجودی تلاش می‌کند که به واسطه‌ی آن چنین تجاوزهایی صورت می‌گیرد؛ او سعی می‌کند تا از تنبیه ناعادلانه‌ی مردم یا افراد جلوگیری کند یا آن را از میان بردارد؛ او سعی می‌کند تا آزادی‌های دموکراتیک را برای همگان ــ و نه به‌صورتی نفرت‌انگیز برای اقلیتی برگزیده ــ شناسایی و برقرار کند. ص ۱۴۵

ــ هیچ‌چیز بیشتر از آن عادات ذهنی روشنفکر که او را وادار به طفره رفتن یا کناره‌گیری می‌کند، قابل سرزنش نیست؛ آن خصلتی که شما را از جایگاه صعب‌الحصولی که بنیادش بر اصول اخلاقی بوده و شما می‌دانید که راه درستی است، منحرف کرده و شما تصمیم می‌گیرید که آن راه را نپیمایید...می‌خواهید شهرت خود را به‌عنوان آدمی متعادل، عینی‌نگر و میانه‌رو حفظ کنید...روزی این امید را دارید که درجه‌ی افتخاری، جایزه‌یی بزرگ و شاید حتا یک مقام سفارت به شما اعطا شود. ص ۱۴۶

ــ آوای روشنفکر تنها و بی‌کس، طنین‌افکن است؛ فقط به این دلیل که خود را آزادانه به واقعیت یک جنبش، به آرزوهای یک ملت و به پیگرد همگانی یک آرمان مشترک پیوند می‌زند. ص ‍۱۴۷

ادامه دارد...


برچسب‌ها: نقش روشنفکر, روشنفکران, آزادی قلم
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب

نقش روشنفکر(۶) ــ ادوارد سعید

نقش روشنفکر

نوشته: ادوارد سعید

برگردان: دکتر حمید عضدانلو

انتشارات آموزش

چاپ اول، ۱۳۷۷

۱۷۵ صفحه

......................

یادداشت‌برداری: سعید عبداللهی ــ آذر ۱۴۰۲

قسمت ششم

حرفه‌یی‌ها و آماتورها

ــ اگر فرد روشنفکر را یک آرمان‌گرای کامل، سلحشوری تابنده، بسی بی‌آلایش و آزاده تصور کنیم که از هرگونه خواسته‌های مادی به‌دور و نسبت به آن‌ها بدگمان است، موضوع را جدی نگرفته‌ایم. هیچ‌کس نمی‌تواند از چنین آزمونی سرافراز بیرون بیاید. ص ۱۰۹

ــ همه‌ی انسان‌ها را جامعه احاطه کرده است؛ فرق نمی‌کند آن جامعه چقدر باز و آزاد است و آن فرد تا چه حد برخلاف مسیر شنا می‌کند. ص ۱۱۰

ــ روشنفکر بودن هیچ تناقضی با آکادمیک بودن یا نوازنده‌ی پیانو بودن ندارد...این امر در مورد روشنفکران آکادمیک، مثلاً تاریخ‌نگاران نیز صادق است: آن‌ها کلاً به تفکر تاریخ‌نویسی، تداوم سنت‌ها و نقش زبان در جامعه شکل تازه‌یی بخشیده‌اند...هرچند که کار آن‌ها بیشتر در محیط آکادمیک نشو و نما کرده است، در ورای دنیای آکادمیک اشاعه و انتشار می‌یابد. صص ۱۱۳ و ۱۱۴

ــ روشنفکر نمونه‌ی یک تمثال تندیس‌گونه نیست، بلکه یک حرفه، انرژی و نیروی سرسخت و خودسر فردی است که هم‌چون پژواکی قابل تشخیص و متعهد، در زبان و در جامعه، همراه با مباحث فراوانی که جملگی آن‌ها در نهایت با ترکیبی از روشنگری، رهایی و آزادی در ارتباط‌‌اند، درگیر است. ص ۱۱۴

ــ نظر «کارشناسی» مآلاً با علم ارتباط چندانی ندارد. بعضی مطالبی که نوآم چامسکی در مورد جنگ ویتنام عرضه کرده، از هر نظر[دامنه و دقت بحث] غنی‌تر از نوشته‌های مشابهی است که کارشناسان تأیید‌شده ارائه کرده‌اند. در حقیقت آن‌جا که چامسکی در ورای تصورات میهن‌پرستانه‌ی مرسوم[که شامل این ایده بود که «ما» برای کمک به متحدان خود می‌آییم یا این‌که «ما» در حال دفاع از آزادی علیه تجاوزهای ملهم از مسکو و پکن بودیم] حرکت کرده و به انگیزه‌های واقعی تعیین‌کننده‌ی رفتار آمریکا می‌پرداخت، کارشناسان رسمی در پی آن بودند که مجدداً از سوی وزارت امور خارجه برای مشاوره یا صحبت دعوت شوند. ص ۱۲۱

ــ روشنفکر امروز باید آماتور باشد؛ کسی که باور دارد برای عضو اندیش‌مند و دلسوز بودن یک جامعه، موظف است مسائل اخلاقی را حتا در قلب تکنیکی‌ترین و حرفه‌یی‌ترین عملی که کشورش درگیر آن است[در ارتباط با قدرت، شیوه‌ی کنش متقابل با شهروندان و هم‌چنین ارتباط با جوامع دیگر] مطرح کند. علاوه بر این، روح روشنفکر به‌عنوان یک آماتور، می‌تواند در یکنواختی حرفه‌یی محضی که بیشتر ما درگیر آن هستیم، دخالت کند و آن را به چیزی زنده‌تر و بنیادی‌تر تغییر دهد. ص ۱۲۵

ــ رویکرد روشنفکر به آمریت، چگونه رویکردی است: به‌عنوان حرفه‌یی ملتمس و متضرع یا به‌مثابه وجدان آماتوری که انتظار دریافت هیچ پاداشی را ندارد؟ ص ۱۲۵

ادامه دارد...


برچسب‌ها: نقش روشنفکر, روشنفکران, آزادی قلم
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲

لينك مطلب