عشق و غنای فرهنگی ــ لئو بوسکالیا

عشق و غنای فرهنگی
ـ نقش هنر اساساً غنی ساختن زندگی ما است. بهیاری هنر، آنسوی پدیدههای معمول را میبینیم؛ روشهای تازهیی برای دیدن اشیا مییابیم و راههایی را کشف میکنیم که به شناخت روح منتهی میگردد.
زندگی گاه بسیار شوم جلوه میکند و این همان روزهایی است که ما قادر به دیدن هیچچیز بهجز زندگی دنیوی خود نیستیم؛ آن زمانی که فراموش میکنیم زندگی چیزی بیش از توان تجربة محدودة ذهنی ما است. پس همة ما نیازمند این یادآوری هستیم که دید خود را گسترش دهیم و دنیاهای جدید را با کسانی که دوستشان داریم، تقسیم کنیم.
موسیقی میتواند ما را از دامهای لفظی که برای خود آفریدهایم رها سازد و به عمق، یعنی جایی از سطوح آگاهی که بیکلام است، برساند. موسیقی موتسارت به طبع ما لطافت میبخشد؛ واگنر ما را غرق نیرو میکند و ویوالدی روحمان را شستوشو میدهد.
جای بسی تأسف است که قریحة بشر خلاق، قرنهاست که بهجز نادیده گرفتن پدیدهیی که ما را عمیقاً در عشق یگانه میسازد، راهی نپیموده است؛ در حالی که تا این اندازه آمادة سهیم شدن در آن هستیم.
فرانتس کافکا میگوید: «هر کس توان دیدن زیبایی را حفظ کند، هرگز پیر نیست».
از کتاب: بیا دریا شویم، صص ۱۶۳ و ۱۶۴
نوشته: لئو بوسکالیا
ترجمه: ناهید ایراننژاد
برچسبها: بیا دریا شویم