سلوک ــ س. ع. نسیم

سلوك

 

این شب فاصله اگر       پرده به دیده و نظر

عشق تو حرمت غزل  از سرِ شب تا به سحر

 

می‌رود از وفای عشق   روز و شبم به اشتیاق

تاب نیارد این دلم       هجر تو و رنج فراق

 

جان من از تو پر شود            پله به پله تا خدا

كوی به كوی و دم به دم   می‌كنمت صدا صدا

 

شب همه شب می‌نگرم   چشمه به چشمه ماه را

می‌كنم از دو دیده‌ات     خواهش یك نگاه را

 

فصل چراغ‌مردگی،  ریخت اگر که خون ماه

در شب خون گرفتگی،    نام تو ترجمان راه

 

 س. ع. نسیم


برچسب‌ها: سلوک, غزل, چراغ‌مردگی
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در شنبه ۱۱ بهمن ۱۳۹۹

لينك مطلب

در رواق های سلوک ـ س. ع. نسیم

در رواق‌های سلوک

كنون كه از رواق جهان می‌چكد به خاطر من

نمانمِ صدای تو و چك‌چك سلام و سلوك

 چنان ستاره به صید ترانه می‌آیی...

دلم به چنگ نواهای یاد تو در صید...

 

كنون كه ساز آسمانی من می‌رود به پرده‌ی عشق

تو را از این سراچه‌ی «بیداد»

به جاودانه ـ پرده‌ی «عشاق و شور» 

                            می‌سپرم...

 

كنون كه می‌شكند نغمه ـ تندر باران

غرور و نخوت این خشك‌سار میراكیش

تو را به رویش دستان سبز جنگل‌فام

تو را به عشق و به ایثار

تو را به نسترن و یاس و سرو

                       می‌سپرم...

 

س. ع. نسیم


برچسب‌ها: سلوک, بیداد, عشق, ترانه
نوشته شده توسط سعید عبداللهی در شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷

لينك مطلب